تبليغاتX
.::www.vma70.blogfa.com::.
 
.::www.vma70.blogfa.com::.
 
 
تفریح و سرگرمی
 
 
امروز شعر آخر فيلم مجنون ليلي رو كه خيلي شعر قشنگيه براتون گذاشتم.
اگه اين فيلمو نديد بهتون توصيه ميكنم اگه ميتونيد بگيريد و ببينيدش.
خواننده: مازيار

كنار سيب و رازقي نشسته عطر عاشقي من از تبار خستگي بي خبر از دلبستگي عـــــــــــاشقم

ابر شدم صدا شدي شاه شدم گدا شدي شعر شدم قلم شدي عشق شدم تو غم شدي

ليلاي من درياي من آسوده در روياي من اين لحظه در هواي تو گمشده در صداي تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در باروون تو

مجنون ليلي بي خبر در كوچه هايت دربه در مست و پريشون و خراب هر آرزو نقش بر آب شايد كه روزي عاقبت آروم بگيرد در دلم

كنار هر ستاره اي نشسته ابر پاره اي من از تبار سادگي بي خبر از دلدادگي عـــــــــــاشقم

ماه شدم ابر شدي اشك شدم صبر شدي برف شدم آب شدي قصه شدم خواب شدي

ليلاي من درياي من آسوده در روياي من اين لحظه در هواي تو گمشده در صداي تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در باروون تو

مجنون ليلي بي خبر در كوچه هايت دربه در مست و پريشون و خراب هر آرزو نقش بر آب شايد كه روزي عاقبت آروم بگيرد در دلم

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 16:22  توسط وحید  | 

 

کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ...

کاشکي کيبوردت بودم هميشه در انگشتات بودم ...

کاشکي هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ...

کاشکي موست بودم هميشه تو مشتت بودم ...

کاشکي پسوردت بودم هميشه توي فکرت بودم...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 21:25  توسط وحید  | 
الهي هر كي از من بيشتر خوانده مريض شود و به جلسه نرسد

الهي اگر هم آمد، جواب را پايين و بالا بزند و آخر شود

الهي اگر هم درست زد، استرس بگيردش و هول شود و وقت كم بياورد

الهي پرسشها براي همه سخت باشد، براي من مثل هلو

الهي تو خودت مي دوني من خيلي خوانده ام پس گناه دارم يك دفعه هول نشوم، مريض نشوم،‌ تصادف نكنم، شصت پايم تو چشمم فرو نرود

الهي من اگر نفر اول كنكور بشوم هر جا زلزله شد، مي روم مدرسه مي سازم، بيمارستان مي سازم،‌ اصلا من همه پولهايي كه در مي آورم را نان مي خرم، مي فرستم براي گرسنه هاي آفريقايي تا درس بخوانند و كنكور قبول شوند

الهي بابام گفته برايم ماشين مي خرد، جون مادرت بگذار قبول شوم

الهي خيالت راحت حسابي خوندم، تو فقط پرسشها را خيلي سخت نكن،‌ بقيه اش با من

اما عزيزاني كه زياد وقت براي خواندن نداشته اند

الهي چرا زلزله نمي شود،‌ كنكور بيافتد عقب

الهي من به خاطر تو مي روم كنكور بدهم، هر چي تو كردي و بغل دستي من، نفر اول كنكور باشد خيلي خوب مي شود

الهي من فقط رسيدم فصل سوم شيمي 3 را بخوانم و خيلي اين فصل را خوب بلدم،‌ يك كاري بكن همه سئوالها از آن فصل باشد

الهي من دانشگاه شريف را دوست ندارم، فقط مي خواهم بروم شهيد بهشتي،‌ خيلي خوش آب و هواتره،‌ فكر پلي تكنيك را هم نكن، اين جوري بشود مي روم سربازي

الهي من خيلي بچه خوبي ام،‌ به همه كمك مي كنم، قول مي دهم رفتم دانشگاه، تا يكسال به جاي ناهار خوردن پولش را بياندازم در صندوق صدقه.

الهي جون مادرت قول مي دهم،‌ درس بخوانم فقط همين يك دفعه قبول بشوم.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:22  توسط وحید  | 

 

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !

وقتی ...

برای دیدن باقی سالها به ادامه مطلب رجوع شود.

نظر شما تقویت کننده این وبلاگ است.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 18:15  توسط وحید  | 
 

 

تپل : یعنی خوب یعنی همان چیزی که فقط فکرش را می کردی یعنی دوست داشتنی !


فطیر : یعنی خیلی یعنی خیلی زیاد یعنی اونقدر که نشه فکرش را کرد .


گرخید : گرخیدن یعنی ترسیدن یعنی کپ کردن یعنی کم آوردن یعنی قافیه رو باختن !


آجر : یعنی سیب زمینی یعنی 1000 کیلومتر اون طرف تر از بی احساسی ...


شوخی افغانی: یعنی هر مدل شوخی که حال طرف روا تا حد سکته پیش ببرد


برای خوندن بقیش به ادامه مطلب رجوع کنید.
نظر یادتون نره!!!

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 17:43  توسط وحید  | 
 
  بالا